در زندگی چیزی با ارزش تر از عشق نیافتم چیزی پاک تر از عشق نیافتم چیزی قدرتمند تر از عشق نیافتم عشق با قدرتی که داره عاشق و معشوق رو می کشه تا زندگی دوباره بهشون بده عشق زیبا ترین چیزیه که خدا آفریده عشق معنای تمام خلقته و هیچ معنایی برای عشق وجود نداره
|+| نوشته شده توسط
M.G در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
|
چقدر سخته گل ارزوهات رو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني اونوقت اروم زير لب بگي : گل من باغچه ي نو مبارك... دستانم
بوي گل ميداد ,مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند,اما هيچ كس فكر نكرد شايد
من گلي كاشته باشم . تقديم به عشق مغرور من كه هيچ گاه اين را نخواهد خواند ديشب
تو فكر تو بودم كه يه قطره اشك از چشام جاري شد ... از اشك پرسيدم چرا
اومدي ؟ گفت : آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست اگه تو کوچه پس کوچه های دلم گم شدی دنبال کسی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر از تو کسی اونجا نیست اگر عاشق شدن جرم و گناهه دل عاشق شكستن صد گناهه مردم وخاكسترم رابادبرد بهترين يارم مراازيادبرد مانده ام دركوچه هاي بي كسي سنگ قبرم رانميسازد كسي ای نگاهت رونق فردای من در تومعنی می شود دنیای من ای کلامت بهترین اثبات عشق باتوماندن آرزو.رویای من
|+| نوشته شده توسط
M.G در جمعه بیست و نهم شهریور 1387
|
سادگي
را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه ندارد مانند کودکي است که
با چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا
ميزند عشق
تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو
ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا
هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم چشم
وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست
برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که
برای هم باشیم در این دنیا نکردم من گناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر باشد نگاه من گناهی مجازاتم کن هر طور که خواهی عشق
از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی
آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ جيرجيرك
به خرس گفت: دوستت دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت
ميكنيم. خرس رفت خوابید ولي نميدونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه
|+| نوشته شده توسط
M.G در جمعه بیست و نهم شهریور 1387
|
می خوام از همه آدما یه درخواست کنم ازتون می خوام که توی این ماه رمضان یه لطفی به خودتون بکنین می خوام که یه خورده عوض بشین می خوام که از خدا بخواین که همه رو ببخشه بیاین و از خدا بخواین بخواین هر چیزی رو که می خواین
|+| نوشته شده توسط
M.G در یکشنبه هفدهم شهریور 1387
|
استکان از دستم افتاد و شکست؛ پدرم ناراحت شد؛ مادرم حرص خورد؛ برادرم گفت قشنگ بود؛ خواهرم گفت مال من بود؟ اما وقتی قلبم شکست هیچ کس چیزی نگفت؛ پدرم اصلاْ ناراحت نشد؛ مادرم اصلاْ حرص نخورد؛ برادرم هیچی نگفت؛ و اون کسی که همش می گفت قلبت مال منه خوشحال رفت بمیرم ای دل که از بی وفایی ها شکستی
|+| نوشته شده توسط
M.G در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387
|